چکیده
لاستیک بهعنوان یکی از مواد استراتژیک قرن بیستم و بیستویکم، نقشی حیاتی در توسعهی فناوریهای مکانیکی و صنعتی ایفا کرده است. ویژگیهایی چون الاستیسیتهی بالا، مقاومت در برابر سایش و پارگی، پایداری دینامیکی و جذب انرژی، این ماده را به پایهای برای تولید تجهیزات خودرویی، صنعتی و شیمیایی تبدیل کرده است. تکامل لاستیک از لاتکس طبیعی درخت Hevea Brasiliensis تا تولید الاستومرهای سنتزی و نانوکامپوزیتی، نمادی از پیشرفتهای چشمگیر در علم پلیمر، رئولوژی و مهندسی مواد است.
مقدمه
سرگذشت لاستیک از «مادهای شگفتانگیز» در تمدنهای باستانی تا «سامانهای مهندسی» در صنعت امروز، روایتی جذاب از پیوند علم و نیازهای بشر است. در تمدنهای باستانی در آمریکای مرکزی و جنوبی با بهرهگیری از لاتکس طبیعی استخراجشده از درختان خانوادهی Hevea جهت تولید توپها، کفشها و پوشش های مقاوم در برابر آب استفاده کردند. در قرن هجدهم با شناخت این ماده در اروپا ، جوزف پریستلی واژهی Rubber را (بهدلیل قابلیت پاککردن اثر مداد) به آن اطلاق کرد. با این حال، لاستیک طبیعی پایدار نبود زیرا در گرما نرم و چسبنده و در سرما شکننده میشد. در سال ۱۸۳۹ میلادی، چارلز گودییر (Charles Goodyear) فرایند ولکانش (Vulcanization) را کشف کرد (شکل 1) و با ایجاد پیوندهای عرضی میان زنجیرههای پلیمری، مادهای نرم و ناپایدار را به ماده ای مقاوم و پایدار تبدیل کرد که موجب بهبود پایداری حرارتی، افزایش مقاومت مکانیکی، کاهش چسبناکی و… شد. این دستاورد نقطهی آغاز صنعتی شدن لاستیک بود. با انتقال نهالهای درخت Hevea Brasiliensis از جنگلهای آمازون به جنوب شرق آسیا، تولید کائوچو طبیعی در کشورهایی مانند مالزی، تایلند و اندونزی رونق گرفت. اما در جنگ جهانی دوم، محدودیت دسترسی کشورهای صنعتی به منابع استوایی، صنایع نظامی و خودروسازی را با بحران جدی روبهرو کرد. در پاسخ به این کمبود، تحقیقات گستردهای در اروپا و آمریکا آغاز شد که منجر به تولید نخستین نسل از الاستومرهای سنتزی شد. الاستومرهایی چون نئوپرن (CR)، استایرن بوتادیان رابر (SBR)، پلیبوتادیان رابر (BR) و بعدها نیتریل بوتادیان رابر (NBR) و اتیلن پروپیلن دیان (EPDM) پایهگذار تحولی بزرگ در علم پلیمر شدند. از آن زمان، لاستیک از یک مادهی طبیعی محدود به سیستمی مهندسیشده و قابل طراحی تبدیل شد.

شکل ۱: چارلز گودییر مخترع ولکانیزاسیون

شکل ۲: استخراج لاتکس از درخت Hevea توسط بومیان آمریکای مرکزی
ساختار و رفتار مولکولی لاستیک
از دیدگاه مولکولی، لاستیکها پلیمرهایی با زنجیرهای بلند و آمورف هستند که در حالت غیرولکانش یافته، آزادانه حرکت کرده و خاصیت کشسانی ذاتی دارند. فرآیند ولکانش با ایجاد پیوندهای عرضی بین زنجیرها، شبکهای سهبعدی ایجاد میکند که مقاوم در برابر تغییر شکل، بازگشتپذیری و دارای حافظهی الاستیک قابل توجهی است. تعداد و نوع این پیوندها مستقیماً تعیینکنندهی ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی لاستیک است. ولکانش با تراکم کم پیوندهای عرضی موجب انعطافپذیری بالا و تراکم زیاد این پیوندها منجربه افزایش سختی خواهد شد. علاوه بر این، افزودن پرکنندههایی چون کربنبلک (Carbon Black) یا سیلیکا (SiO₂) از طریق تقویت برهمکنش بینزنجیرهای، باعث افزایش مدول، مقاومت سایشی و استحکام کششی و …میشود.
انواع کائوچوها و خواص آنها

کائوچو طبیعی (NR)
کائوچوی طبیعی از شیرهی درخت Hevea Brasiliensis بهدست میآید و از نظر ساختاری شامل زنجیرهای سیس4،1-پلیایزوپرن است (شکل 3). این آرایش منظم سبب بروز پدیدهی بلورینگی القایی در حین کشش (Strain-Induced Crystallization) میشود که منجر به استحکام کششی و چقرمگی لاستیک طبیعی در مقایسه با دیگر پلیمرها است. این لاستیک دارای خاصیت ارتجاعی، عایق الکتریکی، چسبندگی و مقاومت خستگی بسیار بالا است و در برابر کشش و پارگی عملکرد فوقالعادهای دارد همچنین در محدودهی دمایی 40- تا 80 درجهی سانتیگراد عملکرد مطلوبی دارد. با این حال، به علت وجود پیوندهای دوگانه در زنجیر، نسبت به حرارت، اکسیژن و ازون حساس است و در تماس با روغنهای معدنی محدودیتهایی ایجاد میکند و معمولاً در ترکیب با لاستیکهای سنتزی بهکار میرود. در مقابل، لاستیکهای سنتزی از طریق پلیمریزاسیون کنترلشده مونومرهای نفتی تولید میشوند و با تغییر ترکیب مونومر و روش پلیمریزاسیون، خواص مکانیکی، حرارتی و شیمیایی آنها قابل تنظیم است.
کاربردها: تایر، لرزهگیر، بوش، شیلنگ، لاینر صنعتی و …

شکل ۳: ساختار کائوچوی طبیعی
کائوچو استایرن بوتادیان (SBR)
SBR از کوپلیمریزاسیون تصادفی بوتادیان و استایرن تولید میشود (شکل 4) که بخش بوتادیان مسئول انعطافپذیری و خاصیت ارتجاعی است، در حالی که بخش استایرن سختی و پایداری ابعادی را بهبود میدهد. SBR نسبت به NR چقرمگی و خاصیت بازگشت الاستیکی کمتری دارد، اما در برابر پیری حرارتی، نور و ازون مقاومتر از کائوچوی طبیعی است همچنین در محدودهی دمایی 40- تا 100 درجهی سانتیگراد عملکرد مطلوبی دارد. در صنعت تایر، معمولاً در ترکیب با NR یا BR جهت افزایش چنگ زنی، مقاومت سایشی و …استفاده میشود.
کاربردها: تایر سواری، واشر و اورینگ، کفپوش صنعتی، تسمه و نوار نقاله، روکش کابل وسیم و غیره.

شکل۴: ساختار کوپلیمر استایرن بوتادیان
کائوچو پلیبوتادیان (BR)
پلیبوتادیان از پلیمریزاسیون بوتادیان بهدست میآید و بسته به ساختار (سیس، ترانس و وینیلی)، خواص متفاوتی دارد (شکل 5). نوع سیس–۱،۴ که درصد بالایی از پیوندهای سیس دارد، متداولترین شکل BR صنعتی است. این لاستیک دارای دمای انتقال شیشهای پایین (Tg ≈ -100°C) است و در دماهای پایین انعطافپذیری و مقاومت ضربهای بالایی دارد همچنین در محدودهی دمایی 60- تا 100 درجهی سانتیگراد عملکرد مطلوبی دارد. مقاومت در برابر سایش از مهمترین مزایای آن است. در فرمولاسیون تایر، ترکیب BR با SBR یا NR موجب افزایش استحکام کششی و پارگی و افزایش قدرت چنگ زنی می شود.
کاربردها: تایر، لاینر مقاوم به سایش، پوشش ضد ضربه، واشر و لرزه گیر و غیره.

شکل ۵: ساختار پلیبوتادیان
کائوچو نیتریل بوتادیان (NBR)
NBR از کوپلیمریزاسیون بوتادیان و آکریلونیتریل (ACN) حاصل میشود (شکل 6). حضور گروه نیتریل موجب افزایش قطبیت مولکولی و در نتیجه مقاومت شیمیایی بالا در برابر روغنها، گریسها، سوختها و حلالهای آلی میشود. هرچه درصد آکریلونیتریل بالاتر باشد، مقاومت شیمیایی افزایش یافته اما انعطافپذیری کاهش مییابد. NBR در محدودهی دمایی 30- تا 120 درجهی سانتیگراد عملکرد مطلوبی دارد و برای کاربردهایی که در تماس با روغن و سوخت می باشد گزینهای ایدهآل محسوب میشود.
کاربردها: واشر، کاسه نمد، اورینگ، دیافراگم، شیلنگ هیدرولیک و درزگیر سوخت و …

شکل۶: ساختار نیتریل بوتادی ان
کائوچو اتیلن پروپیلن دیان (EPDM)
EPDM کوپلیمر اشباعی از اتیلن، پروپیلن و مقدار کمی دیان است (شکل 7). عدم وجود پیوندهای دوگانه در زنجیرهی اصلی موجب مقاومت بسیار بالا در برابر ازون، نور UV و شرایط جوی میشود EPDM .دارای پایداری حرارتی خوب، مقاومت عالی در برابر بخار، اسید و قلیا است و همچنین خواص عایق الکتریکی مطلوبی دارد و در محدودهی دمایی 50- تا 150 درجهی سانتیگراد عملکرد مطلوبی دارد. به دلیل مقاومت عالی در برابر شرایط محیطی، در کاربردهای بیرونی و حرارتی انتخاب نخست مهندسان است و نقطه ضعف اصلی آن عدم مقاومت در برابرروغن و حلال های نفتی می باشد.
کاربردها: درزگیر خودرو، اورینگ، شیلنگ بخار آب گرم، روکش کابل و غیره.

شکل ۷: ساختار کوپلیمر اتیلن پروپیلن و دیان
کائوچو کلروپرن( CR– نئوپرن)
کلروپرن رابر، یکی از نخستین الاستومرهای سنتزی تجاری، از پلیمریزاسیون ۲-کلروبوتادیان بهدست میآید (شکل 8). وجود اتم کلر در ساختار، موجب پایداری حرارتی و شیمیایی بالا و مقاومت ذاتی در برابر شعله و اکسیداسیون میشود و دارای چسبندگی عالی به فلز و پارچه است بههمین دلیل در تولید قطعات مقاوم به حرارت و مقاومت شیمیایی و صنعت چسب استفاده میشود همچنین در محدودهی دمایی 40- تا 120 درجهی سانتیگراد عملکرد مطلوبی دارد.
کاربردها: تسمه، اورینگ، واشر، شیلنگ،روکش کابل، لباس غواصی، چسب و غیره.

شکل۸ : ساختار کلروپرن
چارت مقایسه خواص عملکردی کائوچوها
جدول زیر مقایسهای جامع از شش کائوچو رایج از مهمترین شاخصهای عملکردی را ارائه میدهد.

اثر همافزایی کائوچوها در فرمولاسیون
لاستیک در سطح مهندسی، ترکیبی از علم پلیمر، رئولوژی و طراحی شبکههای پلیمری است. هدف اصلی، دستیابی به توازنی میان انعطافپذیری، سختی، مقاومت شیمیایی، مقاومت سایشی، پایداری حرارتی و رفتار دینامیکی و مکانیکی در محدودهی کاری مشخص است. از آنجا که هیچ نوع لاستیکی بهتنهایی نمیتواند مجموعهی کامل خواص مطلوب را فراهم کند، مهندسان از ترکیب چند الاستومر، فیلر و سیستم پخت بهره میگیرند تا ساختاری با اثر همافزایی بهدست آورند.
در ترکیبNR/SBR ، جزء کائوچو طبیعی (NR) با داشتن ساختار منظم سیس 4،1 خاصیت بلورینگی القایی در کشش و جذب انرژی بالا را فراهم میکند، درحالیکه SBR با زنجیرههای تصادفی و حضور منومر استایرن، پایداری حرارتی و مقاومت سایشی و چنگ زنی سیستم را تقویت مینماید. این ترکیب، در تایرهای خودرویی و لرزهگیرها بهکار میرود و توازنی بین دوام، انعطاف و مقاومت خستگی ایجاد میکند.
در ترکیب NR/BR، حضور پلیبوتادیان با درصد بالای پیوندهای سیس، موجب کاهش گرمایش داخلی (Heat Build Up) و بهبود انعطافپذیری در دماهای پایین میشود. این ویژگی برای لاینرها و قطعات مقاوم به سایش حائز اهمیت است. از دید مولکولی، زنجیرههای BR با اتلاف کمتر انرژی در چرخههای دینامیکی، خستگی حرارتی شبکه را به حداقل میرسانند.
درترکیب NR/NBR، اثر همافزایی میان قطبیت NBR و انعطافپذیری NR منجر به ایجاد تعادلی میان مقاومت شیمیایی و خاصیت ارتجاعی میشود. تنظیم درصد آکریلونیتریل (ACN) در NBR و نوع سیستم پخت امکان کنترل همزمان مقاومت روغنی و سختی را فراهم میسازد.
در ترکیب سه جزئی NR/SBR/BR، کائوچوی NR بهعنوان عامل چقرمگی و جذب انرژی،BR عامل مقاومت سایشی و کاهش حرارت زایی و SBR عامل چسبندگی به سطح جاده، ثبات ابعادی، حرارتی و صرفه اقتصادی است. در این فرمولاسیونها، انتخاب نوع فیلر (کربنبلک یا سیلیکا)، میزان گوگرد و نوع شتابدهندهها مانند CBS یا TBBS اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا توزیع یکنواخت پیوندهای عرضی در شبکه ولکانش، عامل کلیدی در پایداری دینامیکی و کاهش ترکهای ناشی از خستگی است.
بهصورت کلی، طراحی فرمولاسیون لاستیک نیازمند تحلیل دقیق دادههای آزمایشگاهی نظیر آزمونهای DMTA، MDR و آزمونهای مکانیکی است تا چگالی شبکه اتصال عرضی و خواص نهایی بهینه شوند. در نتیجه، محصول نهایی نهتنها از نظر خواص مکانیکی بلکه از نظر عملکرد حرارتی، سایش و پایداری طولانیمدت به حد بهینه دست مییابد. در نتیجه، انتخاب نوع لاستیک، سیستم پخت و پرکننده باید بر اساس شرایط واقعی کارکرد انجام شود؛ برای مثال در قطعات دینامیکی تمرکز بر کنترل گرمایش داخلی است، درحالیکه در قطعات آببندی مقاومت شیمیایی اهمیت بیشتری دارد.
جمع بندی
تحول علم لاستیک از مادهای طبیعی تا الاستومری پیشرفته، یکی از نمونههای بارز رشد مهندسی مواد و علم پلیمر در قرن اخیر است که در طراحی فرمولاسیون الاستومر ها براساس خواص نهایی و نیاز هر کاربرد انتخاب میشوند. درک روابط میان ساختار مولکولی، نوع پیوندهای عرضی، اثر فیلرها و فرآیند پخت، کلید طراحی لاستیکهایی با کارایی قابل پیشبینی است. در همین راستا، متخصصان با تجربه در بخش تحقیق و توسعه شرکت پیمکو با تکیه بر دانش فنی در زمینهی فرمولاسیون پلیمری و فرآیند ولکانش طی این سالها موفق به تولید قطعات لاستیکی شده که ضمن پاسخ گویی به نیازهای صنایع داخلی، از نظر عملکرد، دوام و کیفیت در سطح جهانی قابل رقابت باشند.
شرکت پیمکو پلی میان علم پلیمر و صنعت لاستیک ایران است؛ جایی که هم افزایی دانش، تجربه و فناوری، مسیر خلق محصولاتی مهندسی شده و با کیفیت را هموار می سازد.